تبلیغات
نوای طرب - استغنای معشوق

استغنای معشوق

یکشنبه 11 بهمن 1394  07:35 ب.ظ

سلام،

در سال 1371 جناب شجریان و گروه همراه، مركب از آقایان عندلیبی، پیرنیاكان و همایون شجریان كه نواختن نی و تار و تنبك آنان زینت بخش آواز استاد بود، كنسرتی را در آمریكا برگزار كردند كه ظاهرا در هیچ یك از آلبومهای استاد عرضه نشده است. امروز غزلی از لسان‌الغیب را كه در جریان این كنسرت در سه‌گاه اجرا شده، تقدیم محضرتان می‌كنم:

 

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد

ز هر در می‌دهم پندش ولیكن در نمی‌گیرد

 

خدا را ای نصیحت‌گو حدیث ساغر و می گو

كه نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد

 

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین

كه فكری در درون ما از این بهتر نمی‌گیرد

 

صراحی می‌كشم پنهان و مردم دفتر انگارند

عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد  **

 

من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی

كه پیر می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرد **

 

از آن رو هست یاران را صفاها با می لعلش

كه غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمی‌گیرد  **

 

سر و چشمی چنین دلكش، تو گویی چشم ازو بر دوز

برو كاین وعظ بی معنی مرا در سر نمی‌گیرد  **

 

نصیحت گوی رندان را كه با حكم قضا جنگ است

دلش بس تنگ می‌بینم مگر ساغی نمی‌گیرد  **

 

میان گریه می‌خندم كه چون شمع اندر این مجلس

زبان آتشینم هست، لیكن در نمی‌گیرد

 

چه خوش صید دلم كردی، بنازم چشم مستت را

كه كس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

 

سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است

چه سود افسونگری ای دل كه در دلبر نمی‌گیرد 

 

من آن آیینه را روزی به دست آرم سكندروار

اگر می‌گیرد این آتش، زمانی در نمی‌گیرد  **

 

خدا را رحمی ای منعم كه درویش سر كویت

دری دیگر نمی‌داند، رهی دیگر نمی‌گیرد

 

بدین شعر تر  شیرین ز شاهنشه عجب دارم

كه سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی‌گیرد **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:یکشنبه 11 بهمن 1394 | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر