تبلیغات
نوای طرب - یاران را چه شد

یاران را چه شد

شنبه 11 بهمن 1393  04:19 ب.ظ

سلام،

اوقاتتان در این روزهای دل انگیز بهاری نیمه بهمن به خیر و شادی باد. اجازه دهید شعر امروز، غزلی باشد از لسان الغیب که جناب شجریان آن را با همنوازی بی‌بدیل شادروان مشکاتیان در دستگاه همایون اجرا و در آلبوم بیداد عرضه کرده است. این شعر و آلبوم در مجموع یکی از خاطره‌انگیزترین آثار این دو استاد نامی است.

 

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد

 

آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد

 

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد

 

لعلی از کان مروت برنیامد، سالهاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

 

شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد، شهریاران را چه شد

 

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند

کس به میدان در نمی‌آید، سواران را چه شد

 

صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان را چه پیش آمد، هزاران را چه شد

 

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد

 

حافظ! اسرار الهی کس نمی‌داند خموش

از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:شنبه 11 بهمن 1393 | نظرات() 

برچسب ها: شجریان ، مشکاتیان ، همایون ، بیداد ، حافظ ،
شکوفه
شنبه 18 بهمن 1393 11:16 ق.ظ
سپاس.مرا به سالهای دهه 60 بردید که توفیق اجباری شنیدن کارهای استاد نصیبم میشد. خدا رحمت کناد استادان بزرگ بیگجه خانی،لطفی،مشکاتیان و فرهنگ فر را. منتظر پست های بعدی شما هستم.
یه دنیا امید
شنبه 11 بهمن 1393 04:23 ب.ظ
از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت :
زندگی اش را مدیون ماشین گران قیمتش است ...
و خدا همچنان لبخند می زد ..

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر