تبلیغات
نوای طرب - بقای عشق

بقای عشق

جمعه 30 آبان 1393  02:14 ب.ظ

سلام،

امروز می‌خواهم دویست و پنجاهمین شعری را که در آوازهای جناب شجریان به کار گرفته شده است، تقدیم کنم. اولین شعر با راه اندازی این وبلاگ تقدیم محضرتان شد و امروز پس از سالیانی تا شعر دویست و پنجاهم رسیده است. امید آن که به فضل خدا و همراهی شما همچنان ادامه یابد.

اجازه می‌خواهم قبل از پرداختن به متن اصلی وبلاگ برای آشنایی عزیزانی که از نیمه راه افتخار تماشا را به من داده‌اند، توضیحات روز اول این مجموعه یادداشت‌ها را تقدیم کنم:

تردیدی نیست كه نام آقای  محمدرضا شجریان در آسمان هنر موسیقی ایران تا همیشه تاریخ خواهد درخشید. چراكه آثار ایشان نه تنها از حیث آواز, كه از حیث قوت موسیقایی و از آن مهمتر, انتخاب اشعار, كم نظیر و ارزشمند است.عموم كسانی كه نیوشنده آثار این استاد گرانمایه بوده‌اند, تصدیق می كنند كه در برخی موارد شیوه صحیح خواندن اشعار بزرگانی چون حافظ, سعدی, مولانا و... را از میان آوازهای شجریان آموخته یا دریافته اند. نوروزهای دهه گذشته را به خاطر بیاورید و كارتهای تبریك نوروزی را كه بازتاب اشعار آوازهای شجریان است و مثالهایی از این دست فراوانند.

  در طول سالیان ماضی, نام محمدرضا شجریان كه خود را (خاك راه مردم ایران زمین) می‌خواند, بسیار در رسانه ها و محافل بازتاب داشته است. مواضع سیاسی, اجتماعی و فرهنگی او، احیانا كم لطفی هایی كه در حق اصحاب فرهنگ كرده است و صدالبته كم لطفی هایی كه بر او رفته , همواره با نامش قرین بوده است. اما به گمانم یك زاویه دیگر نیز با نام شجریان پیوند خورده و كمتر بدان توجه شده است.

  آیا شجریان در آثار خود, عمده ترین وزن را به موسیقی می دهد و بر اساس قالبهای آن اشعارش را انتخاب می كند یا برعكس؟ اساسا انتخاب شعر برای این استاد آواز ایرانی در چه جایگاهی است؟ من نمی خواهم پاسخ قطعی به این پرسشها بدهم و البته صلاحیت آن را نیز ندارم. لیكن به عنوان شنونده مجموعه آثار استاد محمدرضا شجریان, بر این باورم كه او در انتخاب اشعار آوازهایش با وسواس و دقت عمل می نماید و معمولا همانگونه كه در آثار خود گوشه های موسیقی اصیل ایرانی را موشكافانه احیا می نماید, اشعار نغز و پرمغز شاعران بزرگ ایران زمین را نیز بر سر زبانها می اندازد. گمان می كنم كه شجریان نه تنها بر گردن مردمان امروز و فردا, كه بر گردن شعرای سلف نیز حقی بزرگ دارد و آن یادآوری اشعار آنان, ترغیب مردم به خواندن اشعارشان و خصوصا صحیح خواندن و درك معانی بلند آنهاست. و من هرچه به خزانه شعریم مراجعه می كنم, در می یابم كه عموما اشعاری را در حافظه خود دارم كه از نفس گرم این استاد بزرگ آواز ایرانی به یادگار گرفته ام.

مدتهاست كه در اندیشه گردآوری اشعاری هستم كه استاد شجریان در آثار خود آنها را زمزمه كرده است. و می پندارم تحلیل محتوای این مجموعه, در زمان خودش ارزشمند خواهد شد. چندین بار دست به كار شدم تا این مجموعه را پس از گردآوری منتشر نمایم ولی...

   و اینك چه گستره ای مناسب تر از اینترنت كه بتوان آن خیالات را رنگ و بوی واقعی بخشید؟...

... از این پس سعی می كنم در كنار مطالب خودم، اشعاری را كه توسط استاد محمدرضا شجریان در هریك از آثارش ارائه شده, عرضه نمایم. شیوه این كار چنین است:

١ـ در هر نوبت یك شعر را به طور كامل می نگارم. سعی خواهم كرد از همان نسخه ای كه استاد بدان استناد كرده استفاده نمایم.

٢ـ از آنجا كه عموما یك شعر به طور كامل در قطعات موسیقایی آقای شجریان عرضه نشده, در مقابل ابیاتی كه از سوی این استاد نامی خوانده نشده است, علامت ** می گذارم تا ابیات منتخب ایشان قابل تشخیص باشد.

٣ـ در پایان هر شعر ضمن اشاره به منبع آن, تلاش می كنم نام آلبوم شعر مذكور را نیز با ذكر مشخصاتی كه در دسترس هست, ارائه نمایم.

٤ـ بخشی از آثار استفاده شده از طرف آقای شجریان تصانیف هستند كه در مورد آن نیز به نحوی مناسب عمل خواهم كرد.

٥ـ تردید ندارم كه با بضاعت اندك من, امكان دسترسی به همه آثار استاد وجود ندارد. چنانچه در این راه از راهنمایی و همراهی با من دریغ نورزید, سپاسگزار خواهم بود و چنانچه آثار قدیمی یا منتشر نشده و ... ایشان را برایم ارسال نمایید با نام شما و رعایت امانت, معرفی خواهم كرد.

٦- زادراه من, حمایت و هدایت شما خوانندگان سخن سنج و نكته دان است كه قطعا آن را از من مسكین دریغ نمی فرمایید.

 

و اینک شعر امروز که سروده استاد سخن سعدی شیرازی است. این غزل که در آواز قرایی اجرا شده در آلبوم غوغای عشقبازان عرضه شده است  و البته در کنسرت سلیمانیه در سال 2010 با هماوازی همایون شجریان نیز اجرا شده است:

 

من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم

بدار ای دوست، دست از من که طاقت رفت و پیمانم

 

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی

اگر جانم دریغ آید، نه مشتاقم که کذابم

 

بیار ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه

که گر جیحون بپیمایی، نخواهی یافت سیرابم  **

 

مرا روی تو محرابست در شهر مسلمانان

اگر چنگ مغان باشد، نگرداند ز محرابم **

 

مرا از دنیی و عقبی همینم بود و دیگر نه

که پیش از رفتن از دنیا دمی با دوست دریابم  **

 

نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را

الا گر دست می‌گیری بیا کز سر گذشت آبم

 

سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم

دگر ره پای می‌بندد وفای عهد اصحابم

 

زمستان است و بی برگی بیا ای باد نوروزی

بیابان است و تاریکی، بتاب ای قرص مهتابم **

 

حیات سعدی آن باشد که بر خاک درت میرد

دری دیگر نمی‌دانم، مکن محروم از این نابم **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

 

 

 


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:جمعه 30 آبان 1393 | نظرات() 

برچسب ها: شجریان ، سعدی ، غوغای عشقبازان ، آواز قرایی ، کنسرت سلیمانیه ، همایون شجریان ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر