تبلیغات
نوای طرب - زبان گویا و قلب رازدار

زبان گویا و قلب رازدار

یکشنبه 4 اسفند 1392  07:34 ب.ظ

سلام،

در کتاب مروج‌الذهب مسعودی آمده است:

چون عمربن عبدالعزیز به خلافت رسید، طوایف عرب به دیدارش شتافتند. روزی طایفه‌ای از حجاز آمده بودند و از میان خود تازه جوانی برگزیدند که با خلیفه سخن گوید. این تازه جوان که کوچک‌ترین آنها بود، آغاز سخن کرد. عمر گفت: ای جوان مهلت بده که بزرگ‌تران سخن بگویند. آن جوان گفت: ای امیر مومنان زمانم ده که: ارجمندی مرد به دو چیز کوچک اوست: زبانش و قلبش. و هرگاه خدا بنده خویش را زبانی گویا و دلی رازدار دهد، بهترین زیورها را بدو بخشیده است. وانگهی اگر برتری به سال بودی، در میان این امت کسانی سالخورده تر از تو بودند.


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:یکشنبه 4 اسفند 1392 | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر