تبلیغات
نوای طرب - خوشا و خرما آن دل که هست از عشق، بیگانه

خوشا و خرما آن دل که هست از عشق، بیگانه

پنجشنبه 21 شهریور 1392  03:52 ب.ظ

سلام،

آرزومند بهترین لحظه‌ها برای دوستداران گنجینه‌های ادب و هنر پارسی هستم. اجازه دهید شعر امروز را از آلبوم سرود مهر تقدیم کنم که محصولی است از مجموعه کنسرت آذر ۱۳۸۴ استاد شجریان و همراهانشان در تهران. این شعر از سروده‌های استاد سخن، سعدی است که در بیات زند با همنوازی آقایان علیزاده، کلهر و همایون شجریان اجرا شده است.

 

دلم تا عشقباز آمد، در او جز غم نمی‌بینم

دل بی غم کجا جویم، که در عالم نمی‌بینم


دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی‌آید

دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم


مرا رازیست اندر دل، به خون دیده پروردم

ولیکن با که گویم راز، چون محرم نمی‌بینم


قناعت می‌کنم با درد، چون درمان نمی‌یابم

تحمل می‌کنم با زخم، چون مرهم نمی‌بینم


خوشا و خرما آن دل که هست از عشق، بیگانه

که من تا آشنا گشتم، دل خرم نمی‌بینم


نم چشم، آبروی من ببرد از بس که می‌گریم

چرا گریم کز آن حاصل، برون از نم نمی‌بینم  **


کنون دم در کش ای سعدی که کار از دست بیرون شد

به امید دمی با دوست وان دم هم نمی‌بینم

** این بیت در آواز نیامده است.

 

 

 


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:پنجشنبه 21 شهریور 1392 | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر