تبلیغات
نوای طرب - دود شوق

دود شوق

شنبه 17 فروردین 1392  04:28 ب.ظ

سلام،

در آغازین روزهای سال 92 اجازه دهید امروز شعری از خداوندگار ادب پارسی، حضرت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی را تقدیم حضورتان کنم که جناب شجریان آن را در فروردین ۱۳۵۳ در برنامه گلهای تازه ۱۳۳ و در دستگاه شور اجرا کرده است. همنوازان این آواز، استاد پایور و استاد محمد اسماعیلی بوده‌اند که با سنتور و تمبک به این اجرا غنا بخشیده‌اند:

 

ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی

جهان و هر چه در او هست، صورتند و تو جانی

 

به پای خویشتن در آیند، عاشقان به کمندت

که هر که را تو بگیری، ز خویشتن برهانی

 

مرا مپرس که چونی؟ به هر صفت که تو خواهی

مرا مگو که چه نامی؟ به هر لقب که تو خوانی

 

چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل

که باز می‌نتواند گرفت، نظره ثانی  **

 

تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت

ز پرده‌ها به در افتاد رازهای نهانی

 

بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد

تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی

 

چو پیش خاطرم آید، خیال صورت خوبت

ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی  **

 

مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان

که پیر داند، مقدار روزگار جوانی  **

 

تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد

ریاضت من شب تا سحر نشسته، چه دانی؟  **

 

من ای صبا! ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می‌روی به سلامت، سلام ما برسانی  **

 

سر از کمند تو سعدی، به هیچ روی نتابد

اسیر خویش گرفتی، بکش چنان که تو دانی  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: گلهای تازه ، شور ، شجریان ، سعدی ، فرامرز پایور ، محمد اسماعیلی ،
ترجمه داستان های انگلیسی
شنبه 17 فروردین 1392 05:56 ب.ظ
سلام دوست عزیز ...
وبلاگ زیبایی داری ...
خوشحال میشم به من هم سر بزنی ...
سحر
شنبه 17 فروردین 1392 05:38 ب.ظ
p
سلام خوبی؟ایول دمت گرم خوشم اومد به منم سر بزن یادت نره باهام تبادل لینک کنی تا این وبلاگت را من از دست بدم


مرسی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر