تبلیغات
نوای طرب - طبیب عشق

طبیب عشق

پنجشنبه 29 تیر 1391  03:48 ب.ظ

سلام،

خدای را سپاس می‌گویم كه توفیق تحریر یادداشتهایی در معرفی آثار استاد شجریان را تاكنون یافته‌ام. اینك دویستمین یادداشتم در معرفی آثار فاخر این استاد گرانمایه را می‌نگارم. اجازه می‌خواهم قبل از تقدیم یادداشت امروز، قسمتی از اولین یادداشت خود را كه به ذكر اهداف و دلایل تحریر این وبلاگ اختصاص داشت تقدیمتان نمایم:

 

تردیدی نیست كه نام آقای  محمدرضا شجریان در آسمان هنر موسیقی ایران تا همیشه تاریخ خواهد درخشید. چراكه آثار ایشان نه تنها از حیث آواز, كه از حیث قوت موسیقایی و از آن مهمتر, انتخاب اشعار, كم نظیر و ارزشمند است.عموم كسانی كه نیوشنده آثار این استاد گرانمایه بوده‌اند, تصدیق می كنند كه در برخی موارد شیوه صحیح خواندن اشعار بزرگانی چون حافظ, سعدی, مولانا و... را از میان آوازهای شجریان آموخته یا دریافته اند. نوروزهای دهه گذشته را به خاطر بیاورید و كارتهای تبریك نوروزی را كه بازتاب اشعار آوازهای شجریان است و مثالهایی از این دست فراوانند.

  در طول سالیان ماضی, نام محمدرضا شجریان كه خود را (خاك راه مردم ایران زمین) می‌خواند, بسیار در رسانه ها و محافل بازتاب داشته است. مواضع سیاسی, اجتماعی و فرهنگی او احیانا كم لطفی هایی كه در حق اصحاب فرهنگ كرده است و صدالبته كم لطفی هایی كه بر او رفته , همواره با نامش قرین بوده است. اما به گمانم یك زاویه دیگر نیز با نام شجریان پیوند خورده و كمتر بدان توجه شده است.

  آیا شجریان در آثار خود, عمده ترین وزن را به موسیقی می دهد و بر اساس قالبهای آن اشعارش را انتخاب می كند یا برعكس؟ اساسا انتخاب شعر برای این استاد آواز ایرانی در چه جایگاهی است؟ من نمی‌خواهم پاسخ قطعی به این پرسشها بدهم و البته صلاحیت آن را نیز ندارم. لیكن به عنوان شنونده مجموعه آثار استاد محمدرضا شجریان, بر این باورم كه او در انتخاب اشعار آوازهایش با وسواس و دقت عمل می‌نماید و معمولا همانگونه كه در آثار خود گوشه های موسیقی اصیل ایرانی را موشكافانه احیا می نماید, اشعار نغز و پرمغز شاعران بزرگ ایران زمین را نیز بر سر زبانها می اندازد. گمان می كنم كه شجریان نه تنها بر گردن مردمان امروز و فردا, كه بر گردن شعرای سلف نیز حقی بزرگ دارد و آن یادآوری اشعار آنان, ترغیب مردم به خواندن اشعارشان و خصوصا صحیح خواندن و درك معانی بلند آنهاست. و من هرچه به خزانه شعریم مراجعه می كنم, در می یابم كه عموما اشعاری را در حافظه خود دارم كه از نفس گرم این استاد بزرگ آواز ایرانی به یادگار گرفته ام.

مدتها بود كه در اندیشه گردآوری اشعاری بودم كه استاد شجریان در آثار خود آنها را زمزمه كرده است. و می پندارم تحلیل محتوای این مجموعه, در زمان خودش ارزشمند خواهد شد. چندین بار دست به كار شدم تا این مجموعه را پس از گردآوری منتشر نمایم ولی...

   و اینك چه گستره ای مناسب تر از اینترنت كه بتوان آن خیالات را رنگ و بوی واقعی بخشید؟...

... از این پس سعی می كنم در كنار مطالب خودم اشعاری را كه توسط استاد محمدرضا شجریان در هریك از آثارش ارائه شده, با عنوان (شعر و شجریان) عرضه نمایم. شیوه این كار چنین است:

۱ـ در هر نوبت یك شعر را به طور كامل می نگارم. سعی خواهم كرد از همان نسخه ای كه استاد بدان استناد كرده استفاده نمایم.

۲ـ از آنجا كه عموما یك شعر به طور كامل در قطعات موسیقایی آقای شجریان عرضه نشده, در مقابل ابیاتی كه سروده شده ولی از سوی این استاد نامی خوانده نشده است, علامت ** می گذارم تا ابیات منتخب ایشان قابل تشخیص باشد.

۳ـ در پایان هر شعر ضمن اشاره به منبع آن, تلاش می كنم آلبوم شعر مذكور را نیز با ذكر مشخصاتی كه در دسترس هست, ارائه نمایم.

۴ـ بخشی از آثار استفاده شده از طرف آقای شجریان تصانیف هستند كه در مورد آن نیز به نحوی مناسب عمل خواهم كرد.

۵ـ تردید ندارم كه با بضاعت اندك من, امكان دسترسی به همه آثار استاد وجود ندارد. چنانچه در این راه از راهنمایی و همراهی با من دریغ نورزید, سپاسگزار خواهم بود و چنانچه آثار قدیمی یا منتشر نشده و ... ایشان را برایم ارسال نمایید با نام شما و رعایت امانت, معرفی خواهم كرد.

۶ـ زادراه من, حمایت و هدایت شما خوانندگان سخن سنج و نكته دان است كه قطعا آن را از من مسكین دریغ نمی فرمایید.

 

و اینك شعر امروز كه طبیعتا غزلی است از حضرت حافظ كه در دستگاه شور خوانده شده و یك بار در كنسرت مراكش و دیگر بار در آلبوم فریاد عرضه شده است.

 

دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند

دعای نیم شبی رفع صد بلا بكند

 

عتاب یار پریچهره عاشقانه بكش

كه یك كرشمه تلافی صد جفا بكند

 

ز ملك تا ملكوتش حجاب برگیرند

هر آن كه خدمت جام جهان نما بكند

 

طبیب عشق، مسیحا دم است و مشفق لیك

چو درد در تو نبیند، كه را دوا بكند

 

تو با خدای خود انداز كار و دل خوش دار

كه رحم اگر نكند مدعی، خدا بكند

 

ز بخت خفته ملولم بود كه بیداری

به وقت فاتحه صبح یك دعا بكند **

 

بسوخت حافظ و بویی ز زلف یار نبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بكند

 

** اینُ بیت در آوازها نیامده است.

 

 

 


نوشته شده توسط: محمود | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: شجریان ، حافظ ، شور ، کنسرت مراکش ، فریاد ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر