تبلیغات
نوای طرب

نوای طرب

جمعه 5 شهریور 1389

باد صبا بر گل گذر كن

نویسنده: محمود   

سلام،

در میان مجموعه آثار استاد شجریان، آلبوم موسوم به خزان از جمله آثاری است که رسما منتشر نشده ولی بسیاری از دوستداران ایشان آن را شنیده‌اند. امروز تصنیفی از همین آلبوم را که سروده ملک الشعرای بهار است و در دستگاه همایون مایه شوشتری اجرا شده است، تقدیم می‌کنم. البته این تصنیف در آلبوم رندان مست نیز عرضه شده است:

 

باد صبا بر گل گذر کن

از حال گل ما را خبر کن

نازنین ما را خبر کن

 

با مدعی کمتر بنشین

نازنین، ای مه جبین

بیچاره عاشق، ناله تا کی

 

یا دل مده، یا ترک سر کن

شد خون‌فشان چشم تر من

پر خون دل شد، ساغر من

 

ای یار عزیز، مطبوع و تمیز

در فصل بهار با ما مستیز

 

آخر گذشت آب از سر من

ببین چشم تر من

 

گل، چاک غم بر پیرهن زد

از غیرت، آتش در چمن زد

 

بلبل چو من شد در چمن

دستان سرا بهر وطن

 

دیدی که ظالم تیشه‌اش را

آخر به پای خویشتن زد

 

 

پنجشنبه 28 مرداد 1389

ربنای شجریان

نویسنده: محمود   

سلام، طاعات و عباداتتان مقبول درگاه باری باد.

چندی است که پخش نشدن نوای ربنای خسرو آواز ایران از رسانه ای که باید ملی باشد، بهانه ابراز مخالفتها و انتقاد گروهی از مردم و واکنش مدیریت صدا و سیما شده است. در میانه این کارزار رسانه ای که پای لنگ و محتاط برخی رسانه های مکتوب و سایتهای اینترنتی نیز بدان کشیده شده و حتی همین نقدهای کمرنگ، نقد شوندگان را به تکاپو برای پاسخگویی کشانده، گه گاه مطالبی در حمایت از اقدام صدا و سیما منتشر می شود که در خور تامل است.

از جمله می توان به نشر یادداشتی در یکی از سایتهای حامی ممنوعیت پخش ربنای شجریان اشاره کرد که نویسنده آن با کنار هم چیدن گزاره های راست و ناراست، نتیجه گیری اخلاقی کرده است. این نویسنده با اشاره به درخواست استاد شجریان از صدا و سیما مبنی بر پخش نشدن صدای ایشان در این رسانه و بدون اشاره به این که استاد، ربنا و آواز افشاری خود (این دهان بستی، دهانی باز شد) را از این درخواست مستثنی کرده و آنها را به مردم ایران تقدیم نموده است، نتیجه گرفته که پخش شدن اثر یک هنرمند در لحظات ملکوتی افطار از رسانه ای فراگیر همچون صدا و سیما، موهبتی است الهی که نصیب هر کسی نمی شود و آن را نشانه توفیق الهی دانسته (که صد البته استنتاجی صحیح است) و لذا پخش نشدن نوای ملکوتی ربنای شجریان را نشان از بی توفیقی وی برشمرده و آن را به موضع گیریهای او در ماجرای تقلب و فریبکاری حاکمان در خرداد سال ماضی پیوند داده است.

... با خود می اندیشیدم که این بی توفیقی ضمیری است که مرجع آن شجریان خواهد بود یا صدا و سیما و یا ... شاید مردم؟!

آیا عدم انتشار نوای هنرمندی که در همراهی با مردم زمانه خویش از فریبکاری و دورویی، تخلف و تقلب، دروغ پراکنی و شرارت برخی حاکمان به ناله آمده است، نشانه بی توفیقی است؟ آیا اساسا توفیق می خواهد که صدای شجریان در رسانه ای پخش شود که در همان رسانه، صدای مداح هتاک و فاسق هم پخش می شود؟

بی تردید برای یک هنرمند مردمی، توفیقی بالاتر از این نیست که آثارش در کنار آثار ناپاکان و دغل بازان بازنشر نشود. مردم نیز چنانچه خواهان مهمان کردن نوای آسمانی ربنا بر سفره های افطار خود باشند، به شیوه خود عمل می کنند (همانگونه که اکنون فایل صوتی ربنا در کنار بسیاری از سفره های افطار و در ضمیر و سینه پاک ایرانیان زمزمه می شود) و لذا توفیق شنیدن این مناجات بی بدیل و خاطره انگیز را نصیب می برند. در این میانه، به گمانم توفیق بزرگی از رسانه ای که باید ملی باشد، سلب گردیده که حتی شایستگی انتشار این نوای ملکوتی را هم ندارد. و از همین روست که با درک این بی توفیقی عنان از کف می دهد و به دست و پا می افتد و به هتاکان و فریبکاران پناه می برد تا شاید از خلال مصاحبه با آنان، تاییداتشان را بر قامت ناساز بی اندام خود حک نماید.

دریغ از اندکی خردورزی.

یکشنبه 24 مرداد 1389

افتخار آفاق

نویسنده: محمود   

سلام،

دوستان این وبلاگ که از شهریور سال 84 با من همراهند از فلسفه عرضه  مطالب آن آگاهند ولی ممکن است برخی مخاطبان محترم نیاز به کسب اطلاعات بیشتری از این وبلاگ داشته باشند. اینک مقدمه‌ای که در اولین یادداشتهای این وبلاگ تحریر کرده بودم را محض یادآوری همراهان و آشنایی دوستان جدید، مجددا تقدیم می‌کنم و سپس شعر امروز را پی می‌گیرم.

 

  تردیدی نیست كه نام آقای  محمدرضا شجریان در آسمان هنر موسیقی ایران تا همیشه تاریخ خواهد درخشید. چراكه آثار ایشان نه تنها از حیث آواز, كه از حیث قوت موسیقایی و از آن مهمتر, انتخاب اشعار, كم نظیر و ارزشمند است. عموم كسانی كه نیوشنده آثار این استاد گرانمایه بوده‌اند, تصدیق می كنند كه در برخی موارد شیوه صحیح خواندن اشعار بزرگانی چون حافظ, سعدی, مولانا و... را از میان آوازهای شجریان آموخته یا دریافته‌اند. نوروزهای دهه گذشته را به خاطر بیاورید و كارتهای تبریك نوروزی را كه بازتاب اشعار آوازهای شجریان است ... و مثالهایی از این دست فراوانند.

 

  در طول سالیان ماضی, نام محمدرضا شجریان كه خود را (خاك پای مردم ایران زمین و اخیرا جزوی از خس و خاشاك) می‌خواند, بسیار در رسانه ها و محافل بازتاب داشته است. مواضع سیاسی, اجتماعی و فرهنگی او و احیانا كم لطفی‌هایی كه در حق اصحاب فرهنگ كرده و صدالبته كم لطفی‌هایی كه خصوصا از جانب نهاد های رسمی بر او رفته، همواره با نامش قرین بوده است. اما به گمانم یك موضوع دیگر نیز با نام شجریان پیوند خورده و كمتر بدان توجه شده است.

  آیا شجریان در آثار خود, عمده‌ترین وزن را به موسیقی می‌دهد و بر اساس قالبهای آن اشعارش را انتخاب می كند یا برعكس؟ اساسا انتخاب شعر برای این استاد آواز ایرانی در چه جایگاهی است؟ من نمی‌خواهم پاسخ قطعی به این پرسشها بدهم و البته صلاحیت آن را نیز ندارم. لیكن به عنوان شنونده مجموعه آثار استاد محمدرضا شجریان, بر این باورم كه او در انتخاب اشعار آوازهایش با وسواس و دقت عمل می‌نماید و معمولا همانگونه كه در آثار خود گوشه‌های موسیقی اصیل ایرانی را موشكافانه احیا می‌کند, اشعار نغز و پرمغز شاعران بزرگ ایران زمین را نیز بر سر زبانها می‌اندازد. گمان می‌كنم كه شجریان نه تنها بر گردن مردمان امروز و فردا, كه بر گردن شعرای سلف نیز حقی بزرگ دارد و آن، یادآوری اشعار آنان، ترغیب مردم به خواندن اشعارشان و خصوصا صحیح خواندن و درك معانی بلند آنهاست. و من هرچه به خزانه شعریم مراجعه می‌كنم, درمی‌یابم كه عموما اشعاری را در حافظه خود دارم كه از نفس گرم این استاد بزرگ آواز ایرانی به یادگار گرفته ام.

مدتها بود كه در اندیشه گردآوری اشعاری بودم كه استاد شجریان در آثار خود آنها را زمزمه كرده است. و می‌پندارم تحلیل محتوای این مجموعه, در زمان خودش ارزشمند خواهد شد. چندین بار دست به كار شدم تا این مجموعه را پس از گردآوری منتشر نمایم ولی...

   و اینك چه گستره‌ای مناسب تر از اینترنت كه بتوان آن خیالات را رنگ و بوی واقعی بخشید؟... پس سعی می‌كنم در كنار مطالب خودم اشعاری را كه توسط استاد محمدرضا شجریان در هریك از آثارش ارائه شده,  عرضه نمایم. شیوه این كار چنین است:

۱ـ در هر نوبت یك شعر را به طور كامل می‌نگارم. سعی خواهم كرد از همان نسخه‌ای كه استاد بدان استناد كرده، استفاده نمایم.

 

۲ـ از آنجا كه عموما یك شعر به طور كامل در قطعات موسیقایی آقای شجریان عرضه نشده، در مقابل ابیاتی كه سروده شده ولی

از سوی این استاد نامی خوانده نشده است, علامت ** می گذارم تا ابیات منتخب ایشان قابل تشخیص باشد.

 

۳ـ در ابتدای هر یادداشت ضمن اشاره به منبع آن, تلاش می‌كنم نام آلبوم شعر مذكور را نیز با ذكر مشخصاتی كه در دسترس هست, ارائه نمایم.

 

۴ـ بخشی از آثار استفاده شده از طرف آقای شجریان تصانیف هستند كه در مورد آن نیز به نحوی مناسب عمل خواهم كرد.

 

۵ـ تردید ندارم كه با بضاعت اندك من, امكان دسترسی به همه آثار استاد وجود ندارد. چنانچه در این راه از راهنمایی و همراهی با من دریغ نورزید, سپاسگزار خواهم بود و چنانچه آثار قدیمی یا منتشر نشده و ... ایشان را برایم ارسال نمایید با نام شما و رعایت امانت، معرفی خواهم كرد.

 

۶ـ زاد راه من، حمایت و هدایت شما خوانندگان سخن سنج و نكته دان است كه قطعا آن را از من مسكین دریغ نمی فرمایید.

 

... و اما شعر امروز:

قطعه تصنیفی از عارف قزوینی که در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی در وصف افتخارالسلطنه دختر ناصرالدین شاه سروده شده است. این تصنیف را جناب شجریان در سه‌گاه اجرا و در برنامه گلهای تازه ۱۰۷ پخش شده است. و سالها بعد یعنی سال 1371 در كنسرت امریكای شمالی دیگر بار اجرا شده است.

 

افتخار همه آفاقی و منظور منی

شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی

 

به سر زلف پریشان تو، دلهای پریش

همه خو کرده چو عارف به پریشان وطنی

 

ز چه رو شیشه دل می شکنی؟

تیشه بر ریشه جان از چه زنی؟

 

سیم‌اندام ولی سنگدلی

سست پیمانی و پیمان شکنی

 

اگر درد من به درمان رسد، چه می شه؟

شب هجر اگر به پایان رسد، چه می‌شه؟

 

اگر بار دل به منزل رسد، چه گردد؟

شب هجر اگر به پایان رسد، چه می‌شه؟

 

ز غمت خون می‌گریم، بنگر چون می‌گریم

ز مژه دل می‌ریزد، ز جگر خون می‌آید

 

افتخار دل و جان می‌آید

یار بی پرده عیان می‌آید

 

تو اگر عشوه بر خسرو پرویز کنی

همچو فرهاد رود از عقب کوه کنی  **

 

متفرق نشود مجمع دلهای پریش

تو اگر شانه بر آن زلف پریشان نزنی  **

ز چه رو شیشه دل می شکنی؟

تیشه بر ریشه جان از چه زنی؟  **

 

سیم‌اندام ولی سنگدلی

سست پیمانی و پیمان شکنی  **

 

 

به چشمت که دیده ز صورت نگیرم

اگر می‌کشی وگر می‌زنی به تیرم  **

 

تو سلطان حسن و من کمترین، فقیرم

گزندم اگر ز سلطان رسد چه می‌شه؟  **

 

ز غمت خون می‌گریم، بنگر چون می‌گریم

ز مژه دل می‌ریزد، ز جگر خون می‌آید  **

 

خون صد سلسله جان می‌ریزد

به سر کشته جان می‌آید  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

پنجشنبه 14 مرداد 1389

نوبهار

نویسنده: محمود   

سلام،

در آستانه حلول رمضان ماه بهار قرآن، اجازه  دهید شعری بهاریتقدیم كنم. غزلی از لسان‌الغیب را که استاد شجریان در برنامه گلهای تازه ۱۳ با همنوازی رحمت‌الله بدیعی، منصور صارمی و جهانگیر ملک در دستگاه ماهور و در پرده چنگ اجرا نموده‌اند:

 

نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

 

من نگویم که کنون، با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

 

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی

وعظت، آنگاه کند سود که قابل باشی

 

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

 

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی  **

 

گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی  **

 

حافظا گر مدد بخت بلندت باشد

صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

جمعه 1 مرداد 1389

كوی دوست

نویسنده: محمود   

سلام،

تاکنون ۱۷۲ قطعه از اشعار گوناگونی که توسط جناب شجریان اجرا شده‌اند را تقدیمتان کرده‌ام و همه این قطعات در آلبومهای رسمی ایشان عرضه شده‌اند. با اجازه شما از این پس در مجموعه مذکور، برخی اشعار که به صورت غیر رسمی و خصوصی اجرا شده‌اند را نیز تقدیمتان خواهم کرد. در این عرصه از تمامی دوستانی که اطلاعات بیشتری از اجرای این قطعات (مثل زمان و مکان اجرا و همنوازان استاد) دارند، دعوت می‌کنم اطلاعات خود را بیان کنند تا به نام خودشان به این مجموعه اضافه شود.

امروز غزلی شیوا از حضرت سعدی را که با همنوازی ویولن در دستگاه همایون به صورت خصوصی اجرا شده‌است، تقدیمتان می‌کنم:

 

آب حیات من است، خاک سر کوی دوست

گر دو جهان خرمیست، ما و غم روی دوست

 

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار

فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست

 

داروی مشتاق چیست؟ زهر ز دست نگار

مرهم عشاق چیست؟ زخم ز بازوی دوست  **

 

دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا

گوش من و تا به حشر، حلقه هندوی دوست  **

 

گر متفرق شود خاک من اندر جهان

باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست

 

گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل

روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست

 

هر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او

نامه نوشتن چه سود؟ چون نرسد سوی دوست

 

لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحرگیر

سحر نخواهد خرید، غمزه جادوی دوست

 

** این ابیات در آواز نیامده است. 

 

 

سه شنبه 22 تیر 1389

آواز از توست

نویسنده: محمود   

سلام،

در سال ۱۳۷۸ و در جریان برگزاری کنسرت باغ چهل‌ستون اصفهان، آقای شجریان قطعه شعر معروف نیایش اثر زنده‌یاد فریدون مشیری را در دستگاه ماهور اجرا کرد. در این کنسرت که با ارکستر سمفونی به رهبری جناب فرهاد فخرالدینی اجرا شد، قبل از اجرای آواز، شادروان مشیری خود، این قطعه زیبا را برای حاضران خواند.

 

آفتابت که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده‌است،

آسمانت که ز خمخانه حافظ قدحی آورده‌است،

کوهسارت که بر آن، همت فردوسی، پر گسترده‌است،

بوستانت کز نسیم نفس سعدی، جان پرورده‌است،

همزبانان منند

 

مردم خوب تو، این دل به تو پرداختگان،

سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان،

پیش شمشیر بلا،

قد برافراختگان، سینه سپرساختگان،

مهربانان منند

 

نفسم را پر پرواز از توست،

به دماوند تو سوگند که گر بگشایند،

بندم از بند، ببینند که: آواز از توست،

 

همه اجزایم با مهر تو آمیخته‌است،

همه ذراتم با جان تو آمیخته باد،

خون پاکم که در آن عشق تو می‌جوشد و بس،

تا تو آزاد بمانی، به زمین ریخته باد

 

 

سه شنبه 8 تیر 1389

معمای هستی

نویسنده: محمود   

سلام،

حضرت لسان‌الغیب در سپهر ادب و فرهنگ ایرانی جایگاهی بس والا دارد و معمولا خوانندگان و موسیقیدانان نیز همگی متاثر از غزلها و اشعار عارفانه اویند. جناب شجریان نیز از این قاعده مستثنی نیست و سهم اشعار حافظ همچو سعدی در مجموعه آثار ایشان از مابقی اشعار شعرا بیشتر است و فاصله ای معنی‌دار دارد.

امروز غزلی از حضرتش را تقدیمتان می‌کنم که آقای شجریان در کنسرت سال ۱۳۷۶ در دستگاه شور اجرا و در آلبوم معمای هستی عرضه کرده است. نام آلبوم هم ظاهرا از همین غزل برگرفته شده است:

 

زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هرچه گوید، جای هیچ اکراه نیست

 

در طریقت هرچه پیش سالک آید، خیر اوست

در صراط مستقیم ای دل، کسی گمراه نیست  **

 

تا چه بازی رخ نماید، بیدقی خواهیم راند

عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

 

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

 

این چه استغناست یا رب، وین چه قادر حکمت است

کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

 

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب

کاندرین طغرا نشان حسبه للله نیست  **

 

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو، بگو

کبر و ناز و حاجب و دربان، بدین درگاه نیست  **

 

بر در میخانه رفتن، کار یکرنگان بود

خود فروشان را به کوی می فروشان، راه نیست  **

 

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست

ورنه تشریف تو بر بالای کس، کوتاه نیست

 

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

ورنه لطف شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست

 

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربی است

عاشق دردی‌کش اندر بند مال و جاه نیست  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

 

یکشنبه 30 خرداد 1389

نهانخانه دل

نویسنده: محمود   

سلام،

سالها پیش در برنامه گلهای تازه ۱۴۷ جناب شجریان غزل معروف طبیب اصفهانی را در سه‌گاه اجرا کرده است که امروز تقدیم حضورتان می‌کنم:

 

غمت در نهانخانه دل نشیند

به نازی که لیلی به محمل نشیند

 

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست، مشکل نشیند

 

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم

چه سازم به خاری که در دل نشیند

 

به دنبال محمل چنان زار گریم

که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

 

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم

غباری به دامان محمل نشیند  **

 

به دنبال محمل، سبکتر قدم زن

مبادا غباری به محمل نشیند  **

 

عجب نیست که خندد اگر گل به سروی

که در این چمن، پای در گل نشیند  **

 

بنازم به بزم محبت که آنجا

گدایی به شاهی، مقابل نشیند

 

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا

کسی چون میان دو منزل نشیند  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

 

 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :